الشيخ أبو الفتوح الرازي

198

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كه عفو كند ، چه عقاب حقّ اوست و قبض و استيفايش ( 1 ) بدوست ( 2 ) و به استيفايش ( 3 ) ( مضرّتى ) تعلَّق ندارد ( 4 ) ، و در اسقاطش اسقاط حقّ غيرى نيست بايد تا اسقاطش نكو باشد ، كالدّين . * ( وَإِلَيْه تُقْلَبُونَ ) * ، و شما را بازگشت با اوست . * ( وَما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَلا فِي السَّماءِ ) * ، و شما عاجز نتوانى كردن خداى را در آسمان و زمين . فرّاء گفت : تقدير و معنى آن است ( 5 ) : و ما انتم ( 6 ) بمعجزين [ الله ] ( 7 ) فى الارض و لا من فى السماء فى السّماء يعجزه ايضا ، نه شما در زمين خداى را عاجز توانى كردن و نه نيز آنان كه در آسمانند نيز خداى را عاجز توانند كردن ، گفت : اين از جملهء غوامض عربيّه است ، ضميرى كه در جملهء اوّل ظاهر باشد ( 8 ) و در جملهء دوم ظاهر نشود ، گفت و مثال اين قول حسّان ( 9 ) است - شعر : فمن يهجو رسول اللَّه منكم و يمدحه و ينصره سواء اراد و من يمدحه و ينصره ، و عبد الرّحمن بن زيد اين تأويل گفت . قطرب گفت معنى آن است و تقدير ( 10 ) : و لا فى السّماء لو كنتم فيها ، يعنى شما عاجز نكنى خداى را در زمين و نه در آسمان ، اگر شما در آسمان باشى ، چنان كه يكى از ما گويد : لا يفوتنى فلان في بلدي هذا و لا فى البصرة ، و التّقدير : لو كان فيها و صار اليها ، و چنان كه ما گوييم ( 11 ) : تو اين كار نتوانى كرد ( 12 ) و اگر بر آسمان شوى ، چنان كه شاعر گفت : و من هاب اسباب المنايا ينلنه و لو نال اسباب السّماء بسلَّم * ( وَما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّه مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ ) * ، و شما را بدون خداى هيچ يار و ناصر نباشد . * ( وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّه وَلِقائِه ) * ، آنان ( 13 ) كه كافر شوند به آيات خداى و لقاى او ، يعنى جزاى او مكلَّفان را بر افعال ، ايمان ندارند به آيات خداى و آن كه ايشان را

--> ( 3 - 1 ) . آج ، لب : استيفاش . ( 2 ) . آج ، لب : بر اوست ، كا : با اوست . ( 4 ) . اساس و كا : دارد ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد . ( 5 ) . آب ، آز ، مش كه . ( 6 ) . اساس انتم ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، زايد مىنمايد . ( 7 ) . اساس : ندار ، از آط ، افزوده شد . ( 8 ) . لب : باشدى . ( 9 ) . اساس : چنان ، به قياس با نسخه آط و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 10 ) . آج ، لب آن است . ( 11 ) . آج ، لب : يكى از ما گويد . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها : نتوانى كردن . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها : و آنان .